| |
| جمعه 28 آذر ماه سال 1382 |
| دین و سیاست ! |
....... - استاد، به نظر شما حکومت حق علی بود یا وظیفه علی؟
- بستگی به نوع نگاهت به تعامل بین دین و حکومت داره.
- چطور؟
- خیلی سادهاست. اگه دین رو از حکومت جدا بدونی حکومت وظیفه اجتماعی و سیاسی علی بوده. ولی اگر این دو مقوله رو یکی بدونی یعنی اگه حکومت رو جزو لاینفک دین بدونی، اونوقت حکومت حق علی بوده.
- ااااه! جواب این سوال اینقدر راحت بوده، من چند ساله دارم گیج میخورم.
- آره عزیزم جواب بعضی سوالا بستگی به قرائت ما از مقولههای دیگه داره.
- مرسی استاد....
تا بعد..... |
|
| |
| سه شنبه 25 آذر ماه سال 1382 |
| جاده ! |
تا بر شانه خاکی جاده
گام نهادیم
بغضهای شکسته
دوباره ترمیم شدند
چقدر ایستادن زمان را دوست دارم
وقتی صدای کودکانهات
دقیقهها را تعبیر میکند
چقدر غروب دلگشاست
وقتی لبهای قشنگت
مسیح را میستاید
چقدر زندهام
وقتی تو
نفس میکشی
چقدر عاشقم
وقتی تو
از دوست داشتن میگویی
۲۷/۹/۸۲ کرج
تا بعد.......
|
|
| |
| یکشنبه 23 آذر ماه سال 1382 |
| گمشده ! |
- استاد، مممم میشه یه سؤال بپرسم؟
- بپرس.
- تو رابطهتون با دانشجوها دنبال چی میگردین؟
- مممم....دنبال خودم. فکر میکنم همه آدما تو رابطهشون با دیگران همینطورن. نه؟
- نمیدونم استاد.
تا بعد..... |
|