| |
| سه شنبه 9 دی ماه سال 1382 |
| صلیب ! |
هر پگاه
بر عیسای آویخته از صلیب
بوسه میزنم
زیرا
خود نیز مصلوبم
به حلقه کوچکی
که مرا
به سلسله جنبان هستی
پیوند زده است
۸/۱۰/۸۲ خانه
تا بعد.....
|
|
| |
| یکشنبه 7 دی ماه سال 1382 |
| طاووس ! |
بالهای کوچکی
بر پاشنههای کفشم سبز شدند
ولی تو چون طاووس
- زیبای بی پرواز-
چه با صلابت
پرندگان در قفس را
به تماشا نشستهای
۶/۱۰/۸۲ نمایشگاه بینالمللی
تا بعد..... |
|
| |
| پنجشنبه 4 دی ماه سال 1382 |
| زمزم! |
باز
بجای نماز
آیههایت را میبویم
باز
بجای رفتن
در هستیات پیدا میشوم
باز
تنم شعله میکشد
و تمامی سلولهایم
تو را فریاد میزنند
******
باز
اشکهایت
بر کف موزاییکی اتاقم
چکید
قطره هایی که زمزم وجود منند
و شفای دردهای کهنهام
پس ببار
تا سجاده ام را
بر آستان اشک تو
بگسترم
۲/۱۰/۸۲
دانشگاه
کشته شدن هزاران هموطن عزیز تو زلزله کرمان و بم قلب همهرو به درد آورد. برای همشون طلب مغفرت میکنم. تا کی باید تلفات بیعرضگی مسئولین رو بدیم خدا میدونه.
|
|