دریای دریایی
  
 
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 25 آذر ماه سال 1383
شبهای دریایی !


باز بیدارم

با ظاهری آرام

و سینه‌ای مواج

باز می‌گریم

بی صدا  بی هق‌هق

شب

همنشین دیرینم

چقدر صبورانه می‌نگرد

نه نصیحتی

نه سرزنشی

که می‌داند بی اثر است

شب می داند اشکهایم همیشگی است

شب می داند نجواهای حزینم از دهلیز قلبم می‌آیند

او مرا دوست دارد

و من او را

که یار خستگی‌ناپذیر شب نشینان و شبگردهای عاشق است.





تا بعد...






 
دوشنبه 16 آذر ماه سال 1383
تطاول !



بهت گفته بودم که نذار فاصله دیدنمون اینقدر طولانی بشه. برات گفتم که حافظ می‌گه:


این تطاول که کشید از سر هجران بلبل

تا سراپرده‌ی گل نعره زنان خواهد شد


اون روز که بعد از مدتها همدیگر و دیدیم، دیدی اشکامون بند نمی‌اومد. دیدی گریه های مردونم چقدر غرورم و به بازی گرفته بود.


حالا دیگه نذار بقیه‌شو بگم...






تا بعد...


 
دوشنبه 9 آذر ماه سال 1383
دعوت !


نازنینم

آنطور که هستم پذیرایم باش

نه آنطور که می‌خواهی

که حوضچه‌ی اکنون

تو را به عشقی راستین

                                         دعوت می کند

و دریا

در تلاطم بودنش

چقدر شاعرانه

همه‌ی آبی‌اش را

                        - بی چشمداشت-
نثارت می‌کند

به این امید که

در خاطره‌اش

                          جاودان بمانی.





تا بعد...

   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 123097


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها