لاله های زیبای شهر من
در انتظار گامهای آّهوانه ات
چشم در راه
پژمردند.
تا بعد...
به هر کجای درونم که سر می کشم تو را می بینم
که با چشمان بی نهایت شرقی ات نگاه می کنی
و با لبهایت که شاهکار خلقتند لبخند می زنی.
به بزرگی نامت که یادآور خورشید است
به روشنی چشمانت که نگاره ی اشراق است
و به تبسم لبهایت که مظهر شقایق است
یگانه ای جز تو نتوانم یافت تا رستاخیز