جغدی ریاکارانهبر بام محبت ترانه میخواندآسمان تیرهباران مهر را از گلبرگ گلها دریغ میکندشمعهای شبستان هستیامخاموشندبه هر سو میشتابمگرگهای گرسنهبرای دریدن برههای خاکدندان تیز کردهاندشایدبه آخر زمان رسیدهایمشاید...تا بعد...