نمیدونم!

پاسخ من یک اسکناس سبز بود. نمیدونم دستمزد نوشتم بود یا قیمت پشت جلد کتاب. به هر حال سرم کلاه رفت چون پول من اصلا تا نخورده بود و دو روز هم لای دیوان حافظ نگهش داشته بودم. خوب دیگه هر چقدر هم که زرنگ باشی یکی پیدا میشه که سرت کلاه بذاره.

ساعت سه تو دانشگاه جلسه دارم ناهار هم میل ندارم بخورم حوصله مفصل نوشتنم ندارم .

لاگ بعدی در باره رابطه سیاهی و هنره.

همه رو به خدا میسپرم. خداحافظ.
نظرات 1 + ارسال نظر
فربد پنج‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 05:47 ب.ظ http://farbood.persianblog.com

فقط خدا کنه پوله ورقايی که مصرف کرديو بتونی باهاش بدی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد