در آن روز
بر قله عشق رسیدم
و دیگران
چقدر کوچک بودند.
در آن لحظه غرور
در کنارم بود
با چشمانی خیس
با نگاهی مشتاق
و زبانی سرد
*******
خدا را سپاس برای
اینهمه زیبایی
اینهمه عشق
که در من دمیده شد
چون روح خدا در کالبد آدم
نیمه مرداد
سالروز پروانگیام
برایم
روز خداست
دعایم
خدایا او را برایم نگهدار
تا با او نفس بکشم
تا با او زندگی کنم
۲۰ مرداد ۱۳۸۰
موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع
سلام ممنون که سر زدی...این متن خیلی خیلی قشنگ بود
ممنون از سرزدنت و لطفت.
به امید بهترینها
وقتی شرارههای ذهنم را همراه باد روانه می کردم نمی دانستم آنها به پیش تو خواهند آمد و من کوچکتر از آن بودم که تصورش میرفت.
شرارههای ذهنت به لطافت شقایقهای وحشی است.
ممنونم بازم سرزدی.
به امید فرهیختگی
سلام ..خوبی؟متن زیباییه...خوشحال میشم به منم سر بزنی منم شعر مینویسم
آقا بالاخره تولد بود ؟ سالروز چیزی بود ؟ من که قاط زدم ٬ اما زیبا بود و خواننده در انتظار ! ... به هر حال مبارکه . . . . تشکر که سر زدی ... سبز ... چون جنگل باشی .