دریا دلی دارد از جنس بلور و اشکهایی به حجم باران بهاری ولی با خدای خود عهد کرده است تا آنجا که میتواند در حضور دیگران فقط بخندد.
چو خاری خلد پای آسان برآرم
چه سازم به خاری که بر دل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
بزمهای محبتتان شمعباران باد
چه قشنگ
سلام
خوبی
امیدوام وبلگت بزودی رونق پیدا کنه
اگر موافقی بهم لینک بدیم
به ما هم سری بزن ما اموزش میدهیم که چجور یک وبلاگ موفق داشته باشیم
سلام ...دریا زیباست و بخشنده و مهربان ولی نه همیشه...
آنشب چشمهایم بارانی بود. نمی دانستم که چه خواهد شد. خسته بودم . خود را به دریا سپردم تا مرا به سر مقصد مقصود رساند
سلام زیبا بود به ما هم سری بزن
سلام... همیشه شاهد لحظات بارانی تنهاترین آدم ها کسی است که بزرگترین است... قدر فصل های بارانی چشمانت را بدان... آدم از همیشه به او نزدیک تری و او بیشتر منتظر توست.....
مثل همیشه زیبا بود..........
یه خداحافظی بهت بدهکارم. بقیش تویه وبلاگم. بازم به خاطره چیزایه دوباره ای که بهم دادی ممنون. همیشه موفق باشی. همین