دریا دلی دارد از جنس بلور

دریا دلی دارد از جنس بلور و اشکهایی به حجم باران بهاری ولی با خدای خود عهد کرده است تا آنجا که می‌تواند در حضور دیگران فقط بخندد.


چو خاری خلد پای آسان برآرم
چه سازم به خاری که بر دل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند


بزمهای محبتتان شمع‌باران باد
نظرات 7 + ارسال نظر
ققنوس یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 11:50 ق.ظ http://lord.blogsky.com

چه قشنگ

سفر به اعماق اینترنت((امیر)) یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:23 ب.ظ http://explorer.blogsky.com

سلام
خوبی
امیدوام وبلگت بزودی رونق پیدا کنه
اگر موافقی بهم لینک بدیم
به ما هم سری بزن ما اموزش میدهیم که چجور یک وبلاگ موفق داشته باشیم

یاقوت سبز یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 06:54 ب.ظ http://shirinsol2002.persianblog.com

سلام ...دریا زیباست و بخشنده و مهربان ولی نه همیشه...

فربد یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 07:24 ب.ظ

آنشب چشمهایم بارانی بود. نمی دانستم که چه خواهد شد. خسته بودم . خود را به دریا سپردم تا مرا به سر مقصد مقصود رساند

امیرفیگو دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 03:18 ق.ظ http://mashhadteam.blogsky.com

سلام زیبا بود به ما هم سری بزن

مهدی سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 12:37 ق.ظ http://mashhadteam.weblog.com

سلام... همیشه شاهد لحظات بارانی تنهاترین آدم ها کسی است که بزرگترین است... قدر فصل های بارانی چشمانت را بدان... آدم از همیشه به او نزدیک تری و او بیشتر منتظر توست.....
مثل همیشه زیبا بود..........

فربد سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 07:11 ب.ظ

یه خداحافظی بهت بدهکارم. بقیش تویه وبلاگم. بازم به خاطره چیزایه دوباره ای که بهم دادی ممنون. همیشه موفق باشی. همین

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد