شکواییه!



گونه هایم را مطهر می‌کنم با اشک چشم

رنج هجران تو باور می‌کنم با اشک چشم

مثل گلهای بهاری یکدمی، با من شدی

شکوه‌هایت پیش داور می‌کنم با اشک چشم


1۵ /4/82
دانشگاه جامع

نظرات 4 + ارسال نظر
سعید یکشنبه 15 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 07:46 ب.ظ http://nale.persianblog.com

سلام به عزیز دریایی ام...

دریای مهرت آنچنان گرما بخش است که لحظه ای از پیام مهرت دور باشیم ... برایمان سالها دوری است ...
و چگونه می توان رنج هجران تو را باور داشت حتی با اشک چشم ...

رود ژرف دوشنبه 16 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 12:15 ق.ظ

mehman nakhandeh دوشنبه 16 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 06:07 ق.ظ http://kiam-man.blogsky.com

" - یه پسر خاطر خواه دختری شد ............ عشقشو تو دلش نگه داشت و با خدا معامله کرد"



MO3aMELEH ba khoda??????
in kojash bozorgi hast???
dele yeki digeh ru shekondan????
hese tarahom????
namitonam begam ke kare durosti bodeh!

مثل اینکه نتونستم حق مطلبو ادا کنم. منظورم ترحم و دل شکستن نبود. بعد نوعدوستی و انتخاب عشق و عدالت بود. اگه وقت شد یه روز داستان مفصلشو می‌نویسم. به هر حال ممنون که سر زدی.

JraNil دوشنبه 16 تیر‌ماه سال 1382 ساعت 08:09 ق.ظ http://root.blogsky.com

سلام - از لطف و سر زدنتون ممنونم - امروز میرم صدرا ببینم چه خبره - شاید زیاد قشنگ نباشه.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد