سالها پیش در دهم مرداد پسری به دنیا آمد که نامش را محمد گذاشتند. او به سه چیز عشق میورزید. خواندن، نوشتن و تدریس. و خدای سبحان با تمام محدودیتهایی که وجود داشت این سه را برایش فراهم کرد و او همواره خدایش را ثناگوست.
*************
سال گذشته وجود نازنینی که روز تولدم را میدانست زیباترین هدیه تولد در تمامی زندگیم را نثارم کرد. آن هدیه این بود:
سالها پیش که مژده دادند
چه کسی در ذهنش میگنجید که تو این چنین بی همتا
زنده گردانی دگربار یاد فرهادها را
و
تجلی بخشی چهره مکدر شده عشق را
دهم مرداد هشتاد و یک