شب را دوست دارم
شب را دوست دارم
برای سکوت پر از فریادش
شب را دوست دارم
برای آواز جیرجیرکها و نوازش نسیمش
شب را دوست دارم
برای رازداریهای عاشقانهاش
شب را دوست دارم
برای صبوریهای پر صلابتش
شب را دوست دارم
برای آرامش عارفانهاش
شب خنیاگرانه کلمات را در ذهنم مینوازد و آنگاه انگشتان گناهآلودم از عشق، از دلتنگی، از هجران، از زیبایی، از آفرینش و از شیرینی آشنایی و تلخی جدایی مینویسند.
**********
و تو خودت میدانی تنها بهانه شعرها و غمواژههایم هستی ولی باز چنین بیتفاوت از کنار شان میگذری و میروی.