پارسال کتابی خریدم به نام شعر زنان جهان که مجموعه با ارزشی از اشعار مشهورترین شاعرههای جهانه. خیلی با شعراش حال می کنم. میدونین که تو افغابستان وضع زنها چه جوری بوده، واسه همین شعرایی که از زمانهای قدیم از شاعرههای افغانی به جا مونده شاعرش معلوم نیست. سه قطعه از این شعرارو تقدیم میکنم به همه دخترا و خانمای آزاداندیش سرزمینمون:
وخاک تیره به طلای ناب مبدل میشود
معشوق من حکایت دیگر است
او مرا طلا میخواند
اما نگاهش
به خاکستر گرمم مینشاند
*******
عشق من، میبوید و میچشد
غافل است او از این شکوفه زرد نو دمیده
در کنار خود
*******
گیسوانم را کوتاه مکن مادر!
درخت هرس شده
جای پرندگان نغمه خوان نیست
********