با اینکه عیده، ولی دلم آشوبه. آروم و قرارم رو از دست دادم. مثل بچهها شدم. امروز یه دوبیتی که چند روز پیش سروده بودم رو قرار بود اینجا بذارم ولی مصلحت ایجاب میکنه که فعلا از اون صرف نظر کنم. به جاش یه دوبیتی که چند سال پیش سرودم و خیلی دوستش دارم رو میارم:
صد آینه در چشم فریبای تو پیداست
ژرفای نگاه تو تداعیگر دریاست
در فصل حضورت همه جا پر ز ترانه است
با رفتن تو هر نفس آلوده غمهاست
پاییز ۷۹
تا بعد...
سلام
امیدوارم هرچه زودتر دلت وا بشه .
شعرت خوب بود .
عیدتم مبارک .
سربلند بمونی و ایرونی .
سلام...وای از دست این دلهامون....ساحل...تنها...!!!
سلام محمد مهربونم !
چند روزی ازت دور بودم...
اما می شد احساست کرد .. کنار ساحل دریا بودم... وهمه دوستان مهربون رو می شد اونجا احساس کرد .. و این نسیم نوازشگر پائیزی بود که ترنم های مهرتان را به قلبم هدیه می داد.
ارادتمند
همیشه عیده اینجا
سلام ...خیلی زیباست ....
سلام
اول عیدتون مبارک
دوم دلتون بی غم
سوم .........
شاداب باشید
سلام دوست من
دو بیتی با عنوان بلاگت می خونه .زیبا بود
راستی چرا به ما یری نمی زنی
سلام... دل گرفتگی هم عالمی داره... وقتی بدونی برای چیه!!!!!
salam man ham delam gereft yani gerefteh bod bishtar gereft dost jonam chi shodeh
omidvram hitch vaght ghamgoin nabinamet
mofahgh bashy
قطره با دریاست اگر با دریاست ور نه ....
سلام مرسی که سرزدی شعرت خیلی قشنگ بود ... شاد باشی
سلام حال شما
زیبا بود.اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست..........ممنون که سر زدی.
سلام عزیز...این لحظه لحظه های ملال اور ترجیع بند یک نفس اضطرابهاست ....افسانه ایست اغاز...انجام،قصه ای....اینجا نگاه کن! که نه اغازی..اینجا نگاه کن ! نه انجامیست ...این دوروزهء زیستن با هزار درد الحق که سخت مایهء بد نامیست...شاد باشی همیشه دریایی.