باور دریایی!




...وقتی اولین نوشته‌شو که یه دعا بود بهم داد، به استعدادش پی بردم و تشویقش کردم که ادامه بده......تا اینکه نادونی و حسادت دیگران باعث سردی اون از من شد...... تا اینکه دیروز یه شعر سفید ازش به دستم رسید که فکر می‌کنم تمام احساسش رو تو این شعر ریخته:


سراب وجودت را از دور

و از پس پرده‌های ریا

دریایی می‌پنداشتم

چه کنم که چشمانم

تشنه عظمت و پاکی دریاست

و آن را می‌جوید
 
و می‌خواهد

من هرگز دریا را

از چشمانم نخواهم گرفت

تو هرچه هستی باش

و من

بر این باور ساده دیرینه‌ام

خواهم ماند

و به جای تو

باورم را از تو دوست خواهم داشت

و عمق نگاهم را

به قعر باور دریایی‌ام

خواهم برد



تا بعد.....


نظرات 6 + ارسال نظر
[ بدون نام ] چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 08:51 ق.ظ http://nana.blogsky.com

hala gir dadi be kamentaye ma ha:D

[ بدون نام ] چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 10:27 ق.ظ http://katayon.persianblog.com

سلام ...زیباست ....

سعید چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 11:04 ق.ظ http://nale.persianblog.com

محمد عزیزم سلام...

اگه طرف مخاطب ِ شعر یار بی وفایی باشه شعر واقعاً زیباست..

اما دریای واقعی سرابش هم زیباست ...
ارادتمند

دریا چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 12:54 ب.ظ http://darya1361.persianblog.com

دریای واقعی سراب نداره..... پس چرا؟؟؟؟؟/

ساحل چهارشنبه 23 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 10:27 ب.ظ http://sahelebedoonedarya.persianblog.com

سلام....واقعا زیبا بود....آفرین به این همه استعداد....و خوش به حال....ساحل...تنها...!!!

لولی وش پنج‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1382 ساعت 11:30 ق.ظ http://lolivash.persianblog.com

سلام. وبلاگت قشنگه. بازم میام.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد