شیرین
در محفل دوستان به جز یاد تو نیست
آزاده نباشد آنکه آزاد تو نیست
شیرین لب و شیرین خط و شیرین گفتار
آن کیست که با این همه فرهاد تو نیست
*******
افسوس!
افسوس که عمر در بطالت بگذشت
با بار گنه بدون طاعت بگذشت
فردا که به صحنه مجازات روم
گویند که هنگام ندامت بگذشت
تا بعد.......
سلام. دیر اومدم اما به هر حال این ماه آسمونی بر دریا و دریای ها مبارک. راستش خواستم تو جواب این دو بیتی ها چیزی بگم اما چیزی یادم نیومد شاید هم تقصیر آقا سعید باشه. همین
سلام محمد مهربون!
امید که فرهادش باشیم و فردا تنها بارمان بار مهربانی باشد.
نمی دونم منظور آقا فربد من بودم..اگه منم تقصیر من چه بید.
ارادتمند
سلام...خدا نکنه از این افسوس ها بخوریم....ساحل...آبی...!!!
سلام ...از لطفتون ممنونم....موفق باشید
اینا باحالن
سلام دوست عزیز !
بگذار بر قطار عروج سوار شوم
به ستاره ها نور تعارف کنم
و اندیشه را به چنار تقدس ببندم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امید که واژه افسوس را در این مهمانی نا امید کنیم.
در پناه خدا
سلام
ممنون که بهم سر زدی متن قشنگی بود لذت بردم