برای فریادم چاهی میجویم
و برای تنهاییم
کبوتری
قاصدکهای عاشق
اشکهای پاکشان را
بدرقهام میکنند.
چارقهایم فرسودهاند،
خارهای بیابان پاهایم را میخلند.
وقتی سکوت شبانه
-در بی امیدی-
همراهیم میکند
و انرژی نهان خود را
- بیچشمداشت-
نثارم میکند
جانم تازه میشود.
******
خوب میدانم
نازنینم، در تمامی لحظههای شبانهام
خواب است.
شاید روح سرگردانی در خواب نازش
حلول کند
و رهایی را
- با صدای قشنگش-
زمزمه کند
شاید حدیث دلتنگیهایم
در یکی از این شبها
به پایان رسد
و آغوش خستهام
پناهگاه عطر وجودش گردد.
شاید...
خرداد ۸۳
تا بعد....
اگه با تبادل لینک موافقی تو وبلاگم بگو:)
سلام
متن فوق العاده ای بود
واقعا لذت بردم
یاد خودم افتادم که در کسی بهم گفت کویر
و نامم هم در شعرتون بود
قاصدک
بازم ممنون از شعر زیباتون
همیشه شاد باشید
سلام.خوبی؟.
چه خبرا ؟
شاد باشی .قربانت
زیبا بود....واقعا زیبا بود....
سلام استاد-
اول آغاز خروش دریا رو تبریک می گم. ( از من چنین جمله ای بعیده !!!)
دوم معذرت می خوام که به موقع خدمت نرسیدم.
سوم این لینک های دوستان رو تبریک می گم.
چندم من به شما مدیونم چون حسابی در حقم لطف کردید.
بعد از چندم که موفق باشید.
جلال
سلام.خیلی ممنون که سر زدید.در رابطه با لینک هم مشکلی نیست.اعلام آمادگی کنید همه چی حله.موفق باشید.
سلام به دوست دریایی .دریای ابی تان را خواندم پایدار باشید وابی
تا علی بود...چاه بود....
مثل همیشه زیبا...