دهم مرداد تولدم بود و عزیزترینم ( فنا ) یه تابلوی اسب، یه عطر و یه نوشتهی کوچیک بهم هدیه کرد که حقیقتا خودمو لایقش نمیبینم:
کاش به یمن قدمت
موهبتی عطا شود و
دل زنگار گرفتهی ما
یه هاتف آسمانی حق روشن گردد
و
راهها از بیراههها آشکار گردد
دهم مرداد هشتاد و سه
تا بعد...
تولدت مبارک
تولدت مبارک دریا! صد سال به این سالها ...
تولدت مبارک
سلام...
تولدت مبارک
توی بلاگ همش از غم نوشتی... می فهمم
می دونی نمی خوام بی خودی احساس هم دردی کنم.. چون مشکلاتت رو درک نمی کنم و هرگز جای تو نبودم...
ولی عزیزم می دونی همیشه من حسرت این رو می کشیدم که عزیز ترین کسم برام یه هدیه ارزشمند بگیره...
خوشبحالت... حتما روز خوبی رو گذرووندی
می دونی ؟؟؟
باید خودمون برای خودمون کاری کنیم...
این همه تولد تبریک گفتیم ولی دریغ از شنیدن جوابی :( جواب آف رو هم که دیگه نمیدید استاد...باشه...!
تولدتون مبارک...
دست به قلم خوبی دارید . کاش منم می تونستم به این خوبی بنویسم . می دونید یکی به من می گفت کسی که عالی می نویسه . خودش نمی نویسه بلکه دلشه که بهش می گه چی بنویس
سلام به در یای مهربان....تولدت مبارک...امید وارم همیشه سرفراز و موفق باشی...شعرت نیز مثل همیشه زیبا بود...پاینده باشی...غریب..