این شعر و پارسال تو پاییز نوشتم و بخاطر یکی از عزیزام دوباره میارمش

پاییز
بر سرسرای وجودم قدم گذاشت
چون عابری
با پاشنههای فلزی
بر موزاییکهای پیادهروی ضمیرم راه میرود
پاییز!
دوستت دارم
چون در حضور تو
رنگ نوشته هایم
همرنگ خش خش برگهای خسته است
و برای من هر سال
تو آغازگر حس خدایی
و عشق
با تو آغاز می شود
تا بعد...
(; goodluck !
www.FilesUnlimited.com
سلام.مثل همیشه قشنگ و پر احساس.سری بزن.پیروز باشی...و عاشق.
سلام عزیز جون به روز شدم ...منتظرم
سلام... ممنونم که بهم سرزدی... شعر واقعا زیبایی نوشتی..
خدا حافظ
پاییز که می رسد هزارتوی احساس آرام تر می شود...
سلام عزیز....زیبا بود...عاشق بمونی مهربون...غریب...
سلام عزیز جونم::بابا شاعر بابا کاردرست::بابا اینکاره::دیگه
آپم میکنی و مارو خبر نمیکنی::من به روزم یه سری بزن