آرزو !



از آتش جدایی

می‌سوزم

چون هیزمهای خیس

درونم ترک خورده است

چون زمینهای تفتیده‌ی بیابان

 همه‌ی هستی‌ام

 یک خواهش است

 یک آرزو

که در چشمانم بنگرد

و نجواگرانه بگوید

«دوستت دارم»






تا بعد...
نظرات 3 + ارسال نظر
زهرا دوشنبه 2 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 06:15 ب.ظ

زیبا بود...و پر معنا و داغ...باشد که روح ما آرام یابد و سبک شود و ...اند کی هم خنک ...

پروین دوشنبه 2 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 10:19 ب.ظ http://baranemehr.persianblog.com/

سلام به در یای عزیز.....زیبا بود...امید وارم این اتفاق بیافتد....در پناه حق...غربر...

[ بدون نام ] چهارشنبه 4 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 11:08 ق.ظ http://shadpary.persianblog.com/

سلم
من دوباره مینویسم
به من هم سر بزتید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد