باز بیدارم
با ظاهری آرام
و سینهای مواج
باز میگریم
بی صدا بی هقهق
شب
همنشین دیرینم
چقدر صبورانه مینگرد
نه نصیحتی
نه سرزنشی
که میداند بی اثر است
شب می داند اشکهایم همیشگی است
شب می داند نجواهای حزینم از دهلیز قلبم میآیند
او مرا دوست دارد
و من او را
که یار خستگیناپذیر شب نشینان و شبگردهای عاشق است.

تا بعد...
شب همچون پناهگاهی ما را در بر می گیرد ... تا اشکهای دریایی ریخته شوند...در خلوت و سکوت ...بی آنکه چشمی باشد برای دیدن یا گوشی برای شنیدن..و اینگونه است که من نیز گریه های تنهایی شبانه ام را دوست دارم...........
ایا شب مرا نیز دوست دارد؟
محمد عزیزم سلام /
شب است و سکوت
شب است و صدای دل انگیز ناله ها
تا دل سحر ...
.
.
و اشکهایی که مهربان است/
زیبا بود به زیبایی دریا
ارادتمند
سلام.خوبی؟
موفق باشی .
سلام خوبی محمد جون متن قشنگی بود عکس قشنگی هم برای آپدیت خوشگلت انتخاب کردی . راستی دوست داری با من و ویدا بیشتر آشنا بشی . بیا پیشمون ..مرسی
آری باز هم بی صدا خواهیم گریست و
به انتظار خواهیم نشست
شاید...
دریای مهربان سلام.....بهترین لحظات همنشینی است.....هم تو را دوست دارد هم نجواهای حزینت را...در پناه حق...غریب...
سلام عزیز/
و شب سرد ِ و مهربان یلدا ...