همانطور که امواج دریا به سمت ریگهای ساحل روانهاند
دقایق عمر ما همچنان با شتاب رو به پایانش میروند
و هر کدام جای خود را با آن که جلوتر میرود عوض میکنند
و همه با رنج و تلاش پی در پی به جلو میروند
تولد وقتی به دریای بیکرانهی روشنایی قدم مینهد
دست و پای خود را به بلوغ میکشاند و با بلوغ به اوج میرسد
کسوف و خسوفهای کج و بدخواه با درخشندگی او به جنگ و مبارزه بر میخیزند
زمان، که این همه زیبایی را عطا کرده و ارزانی داشته
اکنون هدیهی خود را درهم و پریشان میکند
زمان، شادابی و و شکوفایی را که بر سر جوانی نهاده بود فلج میسازد
و بر پیشانی زیبایی خطوط موازی حفر میکند
زمان از نوادر و گلچینهای راستین طبیعت تغذیه میکند و پروار میشود
هیچ چیز بر پای نمیایستد مگر برای آنکه زمان با داسش آن را درو کند
با این وجود، تا زمانی که در امید و انتظار باقیاست شعر من بر پای خواهد ایستاد
و علیرغم دست بیرحم روزگار ارزش تو را خواهد ستود

تا بعد...
سلام همیشه مهربان !
پس همچون گذشته با سرشک دیدگان خویش نهال امید را آبیاری خواهیم کرد تا انتظار در دل زنده بماند.
ارادتمند
زمان...
یک روز همه ی مترسک ها را
از تمام شالیزارها
می دزدم
تا هرگز
پرنده ای نترسد
و دست هایم را
در امتداد بدن نازکم
بازمی کنم
تا گندمزارها
از روی زمین برخیزند
و بر اندامم بنشینند
شاید
آن وقت دیگر
هیچ مزرعه داری
به طرف پرنده ها شلیک نکند
مهربونم سلام
صدای مهربانت آهنگ امید و محبت را در فضای ایام ما طنین انداز کرد /
و به جای اشکهای نا امیدی اشک شوق دیدار قلب های مهربانی چون شما از دیدگان ایام ما سرازیر است.
ایام ما افتخار دارد که قلب های مهربانی اینچنین پاک و بی ریا را میزبان است /
از طرف ریحانه بهترین ها رو براتون آرزو می کنم /
در پناه خد
سلام دریا جونم خواهش میکنم قابل تو رو نداشت بازم منتظرتم ها دیر نکنی
سلام
حال ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند...
استاد عزیز
اگر سرتون رو یه ذره خم کنید من و اون پایین مایین ها خواهید دید!!!
سلام محمد جان
خیلی قشنگ بود