زیر باران نگاهت
تنم میسوخت
و خاکسترش مرا تا هیچ میبرد
و حلقهی وجودت مرا
به خالق هر چه زیباییست
پیوند داد.
*******
ای یگانه
از تو گریزی نیست
حتی اگر
جادههای بی انتها
مرا در خود محو کند
حتی اگر
مرگ بر لبان تکیدهام بوسه زند
*********
بیا و قبل از مرگ
لبهایم را بوسهباران کن
تا زندگی جاودان یابم.

تا بعد...
اگر برای بازگشتن فرصتی باشد...
همیشه هست . باید پیداش کرد
سلام دوست عزیز.اول باید بابت نوشته های زیبا و وبلاگ قشنگت تبریک بگم.اگه مایل باشی داستانی واقعی از یک ازدواج اینترنتی رو بخونی به من سر بزن.خوشحال میشم ببینمت و تبادل لینک کنم.