تو رو می خوام واسه از نو شکفتن
غزل ها رو برای از تو گفتن
کنار تو از اوج آسمون ها
دوبیتی های دریا رو شنفتن
تا بعد...
در دادگاه دلتچه کسی بر مسند قضاوتنشسته است ! نه حکم برائتم می خواند نه حکم مجازاتم نه به مصلح ام می خواندنه به مسلخ ام می بردنه به خطاب می خواند نه به عتاب می رانددلم به انتظار می ماندمحکوم به انتظارمتا ابد
در دادگاه دلت
چه کسی بر مسند قضاوت
نشسته است !
نه حکم برائتم می خواند
نه حکم مجازاتم
نه به مصلح ام می خواند
نه به مسلخ ام می برد
نه به خطاب می خواند
نه به عتاب می راند
دلم به انتظار می ماند
محکوم به انتظارم
تا ابد