من و دلتنگی و بوسیدن شب
به یاد بوی تو بوییدن شب
تو چشمای سیات که خیره می شم
تماشا می کنم شوریدن شب

تا بعد...
واسه خنده های نازت باز یه شعر تازه دارم
روی لبهای شیرینت گلای بوسه می کارم
برا چشمای سیاهت یه شب پر از ستاره
واسه دست مهربونت یه سبد غزل میارم
تا بعد...
دوباره شب شد و یاد لب تو
لبام بیمار بیداد لب تو
نمی دونم چه رازی داره پنهون
سکوت غرق فریاد لب تو
![]()
تا بعد...