.....
- به نظر من طریقت فقط از راه شریعت ممکنه.
- ولی خیلی وقتا شریعت پاسخگوی همه سوالا و پارادوکسا نیست.
-یعنی میگی طریقت ربطی به شریعت نداره.
-چرا در اصل شریعت اومده تا راهنمای طریقت باشه ولی به مرور زمان از یک روش تبدیل به هدف شده و هر راهی که خودش هدف بشه از محتوا تهی میشه و اوهام و خرافه پرستی باهاش آمیخته میشه و لطافت و پویاییشو از دست میده و زمینگیر میشه. در این حالته که دیگه جوابگوی طریقت نیست و طریقتم که تو نهاد بشره و تعطیل بردار نیست در نتیجه راهشو جدا میکنه و اگر میبینی اینهمه راههای مختلف رو بشر رفته و از نظر علمای دین انحرافه
بخاطر تحریف شریعته.
-حالا باید چکار کرد؟
-خیلیا مثل شریعتی و اقبال لاهوری میگفتن باید شریعتو پالایش کرد تا اصل ذاتش پیدا بشه تا بتونه راهنمای طریقت بشه. بعضیها هم شریعتو اونجوری که با عقل و منطقشون جور درمیاد پذیرفتن و طریقتشون رو ادامه میدن.
-تو چکار میکنی.
-یه فرمول دارم:
عشق + شریعت معقول = طریقت
-پس از نظر علمای دین تو مرتدی.
-خودمم میدونم.
-یه سوال دیگه.
-جانم.
-در طریقت تو عبادت هم جایی داره؟
-عبادت موتور محرک و منبع انرژی طریقته البته عبادت از روی نیاز و بیریا.
-مهمترین آفات طریقت چیان؟
-ریا عجب و حسادت.
-میشه اسمتونو بگین.
-دریا.
-برم فکر کنم بعدا باز بحث میکنیم.
-اگه عمری باقی موند.
-خداحافظ.
-خدانگهدار.