بر لبه ی ماه راه می رفتم
تا برایت ستاره ای بچینم
برای یاری چشمانت به هنگام مستی
و در بی نهایت کهکشانها
زیباترین همراهم
خاطره ی لبهایی است
که داغی شیرین بر پیکرم نواخت
تا هبوط تلخم
در ذهن شیدایم
آشیانه کند.

تا بعد...
به سیاه چشمانش سوگند
از نسیم دست نخواهم شست
که نسیم ایمان بی آلایشی است که
تمام واژه های نشکفته ام را
به انتظار نشسته است.

تا بعد...