دریای دریایی
دریای دریایی

دریای دریایی

آلوده !

 

تموم بودنم از بودن تو 

پرم از اشتیاق دیدن تو 

ندارم آرزویی غیر از اینکه 

بشم آلوده ی عطر تن تو 

  

 

تا بعد...

آرزو !

 

تو و آرزوی به دریا رسیدن  

من و شهوت تا افق پر کشیدن  

تو و مشرق آریایی چشمت  

من و جز تو از هرچه دنیا بریدن  

 

 

 

تا بعد...

هجوم سایه شک !

همه آرزوم فنا شد پشت شیشه های نمناک 

لحظه لحظه های دلتنگ پر خنده های غمناک 

من و هر شب پر از درد تو هجوم سایه ی شک 

تو و نغمه ی جدایی تو حریم مبهم خاک 

   

تا بعد...