دلم زخمی تنم تبداره امشب
و چشمام تا سحر بیداره امشب
بگو آروم بگیره قلب دریا
براش شبنم دعاها داره امشب

تا بعد...
چشام خسته ولی بی خوابه امشب
می غم خورده و سیرابه امشب
به یاد چشم مست آریایی
دوباره خیره در مهتابه امشب

تا بعد...
تن تو لطافت ابر واسه دستای یه دریا
تو جدایی از دورنگی تو رهایی از بدی ها
تو حضور مبهم شعر توی سایه ی یه احساس
تو قشنگترین بهونه واسه دیدن یه رویا

تا بعد...