تو پژواک قشنگ هر صدایی
و مثل قلب عاشق بی ریایی
پر از شوقی برای پر کشیدن
رهایی تو رهایی تو رهایی

تا بعد...
درون سینه اش آلاله ی سرخ
سکوتش را شکست یک ناله ی سرخ
از این رنجی که گویا قاصدک داشت
گرفته روی ماهش هاله ی سرخ

تا بعد...
نباشی آسمونم قهره با من
درخت باغچه مونم قهره با من
نباشی لحظه ها تاریک و سردن
خدای مهربونم قهره با من
تا بعد...