در بستر دریا
بهشتی به وسعت مهربانی
گسترده بود
تا پری رویاهایش
سر بر شانه های عشق بیاساید
و لحظه ای بعد
پروازی به بلندای کهکشان
و آرامشی مانا
در قلب دریا

تا بعد...
آنگاه که بیایی
قدمگاهت را با عطر مهربانی خواهم شست
و برای با تو بودن
وضو خواهم ساخت
که آیه ی خدایی
و من قداست چشمهای بارانی ات را
به جشنواره ی پروانه خواهم برد
آنگاه که بیایی

تا بعد...
گم شدم در نفس خود باز آ و پیدا کن مرا
هستیِ من رو به ویرانیست، احیا کن مرا
در زمان عشقهای پوچ و بی حاصل بیا
با نگاهی مهربان، مجنونِ لیلا کن مرا
![]()
تا بعد...