دریای دریایی
دریای دریایی

دریای دریایی

خسته !


شب و قصه ی سکوتم واسه حسرت رهایی

خسته ی تکرار بودن، خسته از رنج جدایی

سهم من از همه هستی اینه، بی صدا شکستن

وقتی چشمه میشه چشمام، تو کجایی؟ تو کجایی؟




تا بعد...

چشمان ستاره !

میان سایه های یک شب سرد
که چشمان ستاره گریه می کرد
شبی که پر شد از دلواپسی ها
و یک دریا پر از دلتنگی و درد


تا بعد...

مرهم !


تو قشنگترین سرودی توی دفترای دریا

اسم تو برا همیشه مونده رو لبای دریا

دستای تو مث بارون توی گرمای نوازش

خنده های تو یه مرهم، واسه گریه های دریا



تا بعد...