... دو دل بودم برم یا نرم. کارای عقب مونده اونقدر دارم که اگه ۱۰ روزم بشینم تموم نمیشه پس این چند ساعتم روش. بیشتر دلم میخواست کارایی وبلاگ نویسی رو عرصههای اجتماعی ببینم.
از کرج با ماشینای ونک رفتم به ونک نرسیده یعنی سر توانیر پیاده شدم . ۱۰ دقیقه پیاده راه بود حدود ۵ و ۲۵ رسیدم پارک.
وسط پارک تجمعی از آدما رو دیدم. یعنی اینان؟! اینهمه اومدن؟! باورم نمیشد.
... واقعا نسل عجیب غیر منتظره و دوست داشتنی هستین. اول میخواستم تماشاچی باشم و بدون معرفی برم. ولی وقتی این موج شرف و انسانیت رو دیدم به زور جلوی اشکامو گرفته بودم.
... خسته نباشین بچهها ای نسل شگفت انگیز و شگفتی ساز. دوستون دارم خدادتا هوارتا ...
... خالهریزه دارچین پسرایرونی وحیشبانه رئیسجمهور خانهایموفت شهرآشوب...............و همه اونایی که اگه اسم ببرم یه کتاب میشه خسته نباشین دوستون دارم....
.. اصلا مهم نیست که دیروز یه تومن جمع شد یا یه میلیون تومن مهم اینه که احساسای برخواسته از فطرتهای پاک به وحدت رسیده بودن.
همه با هم گفتن مهرانه و مهرانه هارو تنها نمی گذاریم و این پیمانیست که از روز ازل با وجدانمان بستهایم.
..... و خیلی خوشحالم که تو رو دیدم و صورت نورانی و پاکتو بوسیدم. موفق باشی عزیزم....
تا بعد....