دریای دریایی
دریای دریایی

دریای دریایی

شعر بی پایان!



لحظه‌های با تو بودن کی رسد

شعر بی پایان سرودن کی رسد

از حریر گونه های چون گلت

شبنم دریا زدودن کی رسد


کرج
۲۳/۶/۸۲

تو بدون که....




.... می‌دونی که خیلی‌ها رو دوست دارم و خیلی‌هام به من ابراز علاقه می‌کنن ولی می‌خوام بدونی که هیچکس برای من تو نمیشه .... تویی که از اعماق هستی من سرزدی و من رو تا اونجا بردی که یکبار دیگه توی این دنیای مادی بهشت رو تجربه کنم.

....می‌خوام بدونی یاد تو رو از ضمیر من هیچکس نمی‌تونه پاک کنه حتی مرگ. چون توعالم برزخ هم آرزو می‌کنم با تو همنشین باشم و نظاره‌گر چهره قشنگت و شنونده صدای چون ترنمت.....

.... وقتی هم که صور اسرافیل به صدا دربیاد. باز به فرشته‌ها می‌گم که من می‌خوام با تو باشم چون بهشت برای من بدون تو تعریف نشده....
 
... و این احساس جاودانه منه که با اون زندگی می‌کنم با اون خواهم مرد و با اون محشور می‌شم.

...و همه اینا مرهمیه بر دلتنگیهایی که گاهی تحملش از جون کندن هم سخت‌تره...


تا بعد....

مهرانه ما اینجایم!



... دو دل بودم برم یا نرم. کارای عقب مونده اونقدر دارم که اگه ۱۰ روزم بشینم تموم نمیشه پس این چند ساعتم روش. بیشتر دلم می‌خواست کارایی وبلاگ نویسی رو عرصه‌های اجتماعی ببینم.

از کرج با ماشینای ونک رفتم به ونک نرسیده یعنی سر توانیر پیاده شدم . ۱۰ دقیقه پیاده راه بود حدود ۵ و ۲۵ رسیدم پارک.

وسط پارک تجمعی از آدما رو دیدم. یعنی اینان؟! اینهمه اومدن؟! باورم نمی‌شد.

... واقعا نسل عجیب  غیر منتظره و دوست داشتنی هستین. اول می‌خواستم تماشاچی باشم و بدون معرفی برم. ولی وقتی این موج شرف و انسانیت رو دیدم  به زور جلوی اشکامو گرفته بودم.

... خسته نباشین بچه‌ها ای نسل شگفت انگیز و شگفتی ساز. دوستون دارم خدادتا هوارتا ...

 ... خاله‌ریزه دارچین پسرایرونی وحی‌شبانه رئیس‌جمهور خانه‌ای‌موفت شهرآشوب...............و همه اونایی که اگه اسم ببرم یه کتاب میشه خسته نباشین دوستون دارم....

.. اصلا مهم نیست که دیروز یه تومن جمع شد یا یه میلیون تومن مهم اینه که احساسای  برخواسته از فطرتهای پاک به وحدت رسیده بودن.

همه با هم گفتن مهرانه و مهرانه هارو تنها نمی گذاریم و این پیمانیست که از روز ازل با وجدانمان بسته‌ایم. 

..... و خیلی خوشحالم که تو رو دیدم و صورت نورانی و پاکتو بوسیدم. موفق باشی عزیزم....

تا بعد....