من از روز ازل دیوونه ی تو
اسیر نرگس مستونه ی تو
نوشته تا ابد تو سرنوشتم
که باشم ساغر میخونه ی تو

تا بعد...
در حضورت
پروانه ها
به سپیدی صبح سلام می کنند
و تو
با دامنی پر از نیلوفر وحشی
به شبنم های غمزده
تبسم می بخشی

تا بعد...
بیا برای فاصله ها گریه کنیم
به مرگ بی صدای صدا گریه کنیم
بیا سیاه بپوشیم برای دلتنگی
به رنگ سرد عاطفه ها گریه کنیم

تا بعد...