دریای دریایی
دریای دریایی

دریای دریایی

بیا!




بیا ای دوست

دیری است که چشم بر راهم

بیا و مرهمی بر دل عاشقم بگذار
 
بیا و کدورتهای دریا را بزدا

تا زلال اشک چشمان معشوق شود

 دلم برایت تنگ شده است

 ای ماه عشقبازی با معبود

ای رمضان بیا

دیری است که چشم بر راهم




 
۴/۸/۱۳۸۲
کرج
  

 تا بعد.......

عیسی فرزند انسان!




عیسی مسیح هرگز ازدواج نکرد اما زنان را دوست می‌داشت. چون همه زنان را با صداقتی پاک می‌شناخت.

...........

گویند: عیسای مسیح به آیین موسی اهمیتی نمی‌داد و روسپیان اورشلیم و شهرهای اطراف را می‌بخشید.

من خود آن زمان از نگاه مردم روسپی بودم، زیرا به مردی از صدوقیان عشق می‌ورزیدم که همسرم نبود.

روزی صدوقیان به خانه‌ام آمدند و معشوقم را کنارم یافتند. مرا دستگیر و زندانی کردند. امامعشوقم مرا رها کرد و گریخت!

آنگاه مرا به میدان شهر آوردند، آنجا که مسیح به مردم آموزش می داد. مرا با اشتیاق تقدیم او کردند تا او را بیازمایند و با دامهای خود دربند کشند. اما عیسای بزرگ مرا محکوم نکرد. بلکه لباس ننگ بر تن آنان کرد که می‌خواستند مرا آلوده به ننگ کنند. و آنان را بسیار نکوهش و توبیخ کرد و مرا آرام و آزاد گذارد.

پس از آن، همه میوه‌های بی‌طعم زندگی بر دهانم خوشگوار آمد و همه گلهای بی‌بو بر مشامم سرچشمه عطرهای خوشی شدند. زنی شدم بی‌خبر از همه خاطره‌های ننگین. 

آری آزاد شدم و سربلند چون دیگر مردمان.


                                                                           جبران خلیل جبران

   تا بعد..... 

نیلوفرانه!




..... این چه عادت گندیه که دارم. هر وقت دلم گرفته‌اس و احساس می‌کنم بار غم داره کمرمو خم می‌کنه بیشتر می‌خندم و شوخی می‌کنم. نه به اون صورت کاری ازم برمیاد نه درست به ورزشم می‌رسم فقط شعر می‌تونم بگم اونم به یاد شاهد و ساقی شبهای تنهاییم.....

... دعام کنید این بحرانم پشت سر بذارم تا بتونم رسالت ناتموم خودمو به انجام برسونم...

این روزا نیلوفرانه قیصر امین پور با صدای افتخاری خیلی بهم آرامش می‌ده:


خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری

شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن


تا بعد....