دریای دریایی
دریای دریایی

دریای دریایی

مبتلا !

 

گمانم شدی از ازل آشنا 

که گشتم به چشمت چنین مبتلا 

گمانم شدی ساغر هر شبم 

غزل های من می ستاید تو را  

 

   

تا بعد...

چقد زود دیر میشه ...

 

غما رو کن اسیر با یک تبسم 

شب و از من بگیر با یک تبسم 

تو که باشی زمان معنا نداره 

چقد زود میشه دیر با یک تبسم 

  

  

 

تا بعد...

تا صبح !

 

شبم با یاد چشمت می کنم صبح 

و با تکرار اسمت می کنم صبح 

چو شبنم روی گل در آرزوی 

نوازش های گرمت میکنم صبح 

  

 

تا بعد...