رهای گیسوانت آرزویم
بیا پر کن ز چشمانت سبویم
همه عمرم گذشت در حسرت تو
گرفته بغض دلتنگی گلویم

تا بعد...
حضورت آرزوی یاسمن ها
چو یک پروانه بال و پرزدن ها
منم تشنه برای با تو بودن
و مست از عطر گیسویت شدن ها
تا بعد...
دستای من پر واژه س واژه های از تو گفتن
دفترم پر از ستاره س تو شبای از تو گفتن
.
از چه سختیا گذشتیم واسه ی به هم رسیدن
مثل افسانه می مونه ماجرای از تو گفتن
.
هر فرشته ای می دونه که چه مهربونه قلبت
گوش بده از آسمونا به ندای از تو گفتن
.
وقتی هستی همه گل ها با نگاه تو می خندن
کفترا میان تو باغچه به هوای از تو گفتن
.
تو یه آیه ی قشنگی تو کتاب آفرینش
اما یک دنیا کتابه آیه های از تو گفتن
.
وقتی خیلی خسته هستی ولی خواب نداره چشمت
لالایی برات می خونم پا به پای از تو گفتن
.
من نمی دونم چه جوری واسه تو غزل بسازم
ذره ذره ی وجودم عاشقای از تو گفتن

تا بعد...