دریای دریایی
دریای دریایی

دریای دریایی

بغض !

 

رهای گیسوانت آرزویم 

بیا پر کن ز چشمانت سبویم 

 همه عمرم گذشت در حسرت تو 

گرفته بغض دلتنگی گلویم 

 

 

 

تا بعد...

مستی !

 

حضورت آرزوی یاسمن ها  

چو یک پروانه بال و پرزدن ها  

منم تشنه برای با تو بودن 

 و مست از عطر گیسویت شدن ها  

  

 

تا بعد...

از تو گفتن !

 

دستای من پر واژه س واژه های از تو گفتن 

دفترم پر از ستاره س تو شبای از تو گفتن  

  .

از چه سختیا گذشتیم واسه ی به هم رسیدن 

مثل افسانه می مونه ماجرای از تو گفتن    

 .

هر فرشته ای می دونه که چه مهربونه قلبت  

 گوش بده از آسمونا به ندای از تو گفتن    

.

وقتی هستی همه گل ها با نگاه تو می خندن 

کفترا میان تو باغچه به هوای از تو گفتن  

 . 

تو یه آیه ی قشنگی تو کتاب آفرینش  

اما یک دنیا کتابه آیه های از تو گفتن  

 .

وقتی خیلی خسته هستی ولی خواب نداره چشمت

لالایی برات می خونم پا به پای از تو گفتن 

 .

من نمی دونم چه جوری واسه تو غزل بسازم  

ذره ذره ی وجودم عاشقای از تو گفتن 

  

 

تا بعد...