یه SMS از یه دوست برام اومد، این بود:
... یه مسافرت زمینی که ساعتهای متمادی کنار هم بشینیم،
تو چشمهای هم خیره بشیم، به هم لبخند بزنیم
و دستهای همدیگر و تو دستامون بگیریم...
تا بعد...
بوسه هایت زمزمی است
که همه ی ناپاکی هایم را
می شوید
و جانم را
آماده ی پرواز می کند
در عمق نگاهت
فرشته ای بال می زند
و افق
در انتظار ساحل چشمانت
بی قرار است