چشمهایت
حدیث دلتنگی دریا
آینة عرفان ناب
زمزمة عشق فرهادین
آیة خدا
وشاهد زیبای قداست انسان

تا بعد...
هفته ی دوم فروردین مشهد بودم و این رباعی محصول زیارت حرمه:
دیشب به حرم ز چشمه سیراب شدم
از شوق وصال دوست بیتاب شدم
از شرم گناه خویش و دریای گذشت
چون شمع به تاریکی شب آب شدم
تا بعد...
در زمستانی به طراوت بهار
آنگاه که چشمها از نگاه باز ماندند
و درختان برهنه
بر پاکی انسان
سجده کردند
آواز رود
آهنگ زیبای شهادت عشق بود
در قربانگاه شرم
و راهی که آغاز شد
به سوی دوست

تا بعد...